اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

145

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

صحت اين قول و [ روايت ] را كه گفته‌اند : دويست و پنجاه [ هزار ] سال پيش ، از كثرت امطار « 23 » ، آب تمام روى زمين را گرفت و تمام جنس بشر را هلاك كرد . الّا « دوكاليون » ، زن و پسرهاى او كه خلاص شدند . « 24 » از تمامى اين اقوال صرفنظر كرديم ، همين‌قدر مىگوييم كه اگر ارتفاع سطح درياى سياه را به هراندازه كه عقل بپذيرد ، قرار بدهيم - پيش از آنكه راهى از آن به درياى سفيد باز شود - همچنان بهر وسعتى كه معقول باشد ، وسعت آن را قايل گرديم ، معتقد شويم كه به واسطهء هيجان آتش درونى ارض ، شكافى در زمين پديد آمده و راه بوسفور باز شده است و درياى سياه از اين بغاز مستحدث شده ، به جانب درياى سفيد جريان گرفته و به هر گودالى از زمين داخل شده است ، تا به موضع وسيع آرشيپل « 25 » رسيده است . پس به قانون علمى ، مبرهن مىشود كه در حوالى دماغهء ثيره ، و سواحل ترداد و تندوس بيشتر از چند قدمى ، بالا رفتن آب غير ممكن خواهد بود . همچنان ممتنع است كه بيشتر از چند اصبع [ - انگشت ] آب در حوالى جزاير بعيدهء يونان مرتفع نشده است ، حال آنكه گفته‌اند كه اين آب [ اضافه شده ] از كوههاى مرتفع « ساموت هراس » كه اكنون « سام ساماندراكى » مىنامند ، گذشته است . اين كوهها يكى از جزاير مرتفع آرشيپل است كه ارتفاع آن بسيار رفيعتر از سواحل درياى سياه است و از جميع اراضى اين سواحل ، دريا بسيار بعيد [ - دور ] است . در اين صورت براى اينكه آب چنان باشد كه اين كوهها را بپوشاند ، لازم است فرض كرد كه وسعت درياى سياه بيست برابر از اينكه هست ، بوده است . [ همچنين مىبايست ] از طرف اروپا جميع اراضى مولداوى ، والشى ، بسارابى و جميع اراضى واقع در قالاپول [ گالاپل ] ، ارتلى ، اردودستو و اسلامبول تا درياى سياه را پوشانيده باشد و اراضى جانب خليج ميداننا و نيكومدى تا مصب سانقاريس - كه گفتيم بسيار متخفض است - مىبايست بسيار مرتفع باشد كه اكنون نيست . و الّا آب درياى مرمره جريان گرفته و پيش از آنكه راهى از بوسفور باز نمايد ، به درياى سفيد ملحق مىشد و خود بوسفور كه تقريبا بيست مرتبه از كوههاى « ساموت هراس » پستترست ، در آن تاريخ چه حال داشته و كجا بوده است .

--> ( 23 ) . امطار - باران ( آمدن ) ، فروباريدن ( جمع مطر به معنى باران ) . ( 24 ) . اشاره‌اى به روايات تاريخى يونان است . ( 25 ) . آرشيپل ، آرشپل ( - آرشيپال ) به معنى مجمع الجزايرست . گاه در قديم به درياى اژه هم اطلاق مىشده است .